السيد الطباطبائي

41

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

بود ؛ و از روى همان تفسير و نوشته‌هاى جمع‌آورى بطلّاب تدريس مىنمودند ؛ ولى بعدا بنا شد تفسيرى بطور تفصيل كه شامل تمام نيازمنديهاى روز بوده ؛ و جهات تاريخىّ و فلسفىّ و اخلاقىّ ؛ و بحث‌هاى اجتماعى و روائىّ در آن رعايت گردد ؛ به سبك نوينى بنويسند . [ دربارهء تدوين تفسير الميزان و كيفيّت آن ] خداوند اين توفيق را نصيب ايشان نمود ؛ و تفسيرى بنام الميزان فى تفسير القرآن در بيست مجلّد نوشتند ؛ شروع اين تفسير در حدود سنهء 1374 و ختم آن در شب قدر 23 رمضان از سنهء 1392 هجريّه قمريّه بوده است ؛ و در عين نوشتن ؛ به طلّاب حوزه علميّه قم تدريس مىنمودند و بسيارى از افاضل محصّلين و طلاب از محضر درس ايشان بهرمند مىشدند . اوّلين مزيّت كه مهم‌ترين مزيّت آنست ، همان تفسير آيات به آيات است ؛ بدين معنى كه قرآن را با خود قرآن تفسير كند ؛ چون طبق رواياتى كه داريم : إنّ القرآن يفسّر بعضه بعضا آيات قرآن همه از يك مبدأ نازل شده ، و كلام واحدى است كه سبقت و لحوق بعضى از آيات بر بعضى ديگر ، دخالت در معناى كلّى مستفاد از آيه ندارد و بنابراين تمام قرآن حكم يك كلام ، و يك خطابه‌ايست كه از متكلّم واحدى ايراد شده ؛ و هر جملهء از آن مىتواند قرينه و مفسّر هريك از جملات ديگر آن بوده باشد ؛ و بنابراين اگر در معانى بعضى از آيات خفائى به نظر برسد ؛ با ملاحظه و تطبيق و تقارن با آيات ديگر كه در اين موضوع يا مشابه آن وارد است ؛ اين خفاء از بين مىرود . بناى اين تفسير بر اينست كه آيات را با خود آيات تفسير كند ؛ و معناى قرآن را از خود قرآن بدست آورد ؛ و بر آن اساس معانى مستفاده از خارج سنجيده ؛ و موافقت يا مخالفتش با قرآن مشاهده گردد ؛ نه آنكه اوّل معنائى را كه در ذهن است آن را اصل و محور قرار داده ؛ و سپس سعى شود كه آن معنى را با آيات قرآنيّه ؛ تطبق دهيم ؛ و به‌عبارت‌ديگر به قرآن قالب بزنيم . و تطبيق دهيم ؛ كما اينكه بسيارى از تفاسير بر اين رويّه بوده ؛ و در حقيقت تفسير نيستند ؛ بلكه تطبيق معانى ذهنيّه و مدركات خارجيّه ، يا علوم فلسفيّه و علميّه و اجتماعيّه و تاريخيّه و روايات وارده با قرآن كريم است . و معلومست كه با روش تطبيق بكلّى ، آيات مفهوم و محتوا و اعتبار خود را از دست مىدهد ؛ زيرا هريك از صاحبان علوم از نحوى گرفته تا فيلسوف ، و عالم علوم